تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

 

نور از رخ فرزند علي مي‌تابيد
تا عمق وجود خلق را مي‌كاويد

او بود و زمين به مهر محتاج نبود
آنروز چرا طلوع كردي خورشيد
***


آن بي خردان بي خبر برگشتند
مستانه از افسون ظفر برگشتند

آنان كه به اوج نيزه‌ها سردادند
از واقعـه سـرفـرازتر برگشتند
***

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 17:59  توسط مهدی استاداحمد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 18:4  توسط مهدی استاداحمد  | 

در راستای تصویب بودجه‌ی فرهنگی، وعده‌های فرهنگی دولت، و باقی قضایا

 

می‌داد شعار پشت هم در نطقش:

"فرهنگ و هنر ز درد و غم می‌کاهد"

 

گفتیم چرا بودجه اش کم شد؟ گفت:

فرهنگ مگر بودجه هم می‌خواهد؟!

--

"تصویب کنم بودجه‌ی پررنگی

تا رفع شود از همه جا دلتنگی..."

 

این وعده به دردمان نخواهد خوردن(!)

یارب برسان بودجه‌ی فرهنگی!

--

آن وعده‌ی زیبای شعاری چی شد؟

آن دسته گل ِخواستگاری چی شد؟

 

ای دوست بگو حداقل در فرهنگ

نفتِ 97دلاری چی شد؟!

--

در مورد فرهنگ ندارم تردید

بی‌بودجه‌گی باز بگردد تشدید

 

گفتند زیاد می‌کنیمش اما

درها به همان پاشنه خواهد چرخید...

--

داده‌است فلان دولتی ِخوش خدمت

هرروز هزار وعده در هر ساعت

 

مجلس چو کند بودجه‌ها را تصویب

داده‌است چگونه وعده‌اش را دولت؟!

--
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:23  توسط مهدی استاداحمد  | 

حکایت پروژه‌های فرهنگی-‌هنری ارشاد...!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:35  توسط مهدی استاداحمد  |